+ نوشته شده توسط صالح در چهارشنبه 1386/10/12 و ساعت
0:48 |
باز باران...
تلنگر می زند بر شیشه ها سر پنجه باران...
درباره وبلاگ

عاشقم عاشق ستاره صبح
عاشق ابرهاي سرگردان
عاشق روزهاي باراني
عاشق هر چه نام توست بر آن
عاشق ابرهاي سرگردان
عاشق روزهاي باراني
عاشق هر چه نام توست بر آن
منوی اصلي
پیوندهای روزانه
آرشيو
آرشیو موضوعی
پيوندها
دیدنیهای نادیدنی
شبهای روشن
نسیم صبح
لحظه ای مانند اکنون
شلاقهای ادبی
ما به هست آلوده ایم ای مرد
من وتنهایی هام
الهی آنکه را عشق نیست ارزش چیست
زندگی بازیست... ما خود صحنه میسازیم
مهمون تازه وارد
از گذر گل تا دل...
تنهایی من
فلسفه های لاجوردی
آن سوي هيچ ،فراسوي مرزهاي تنم
کنج دایره
مهربانی آمد و آئینه شد..........
احساس می کنم که یکی دوست داردم
احساس تنهايی من
...
شبهای روشن
نسیم صبح
لحظه ای مانند اکنون
شلاقهای ادبی
ما به هست آلوده ایم ای مرد
من وتنهایی هام
الهی آنکه را عشق نیست ارزش چیست
زندگی بازیست... ما خود صحنه میسازیم
مهمون تازه وارد
از گذر گل تا دل...
تنهایی من
فلسفه های لاجوردی
آن سوي هيچ ،فراسوي مرزهاي تنم
کنج دایره
مهربانی آمد و آئینه شد..........
احساس می کنم که یکی دوست داردم
احساس تنهايی من
...
![]()
طراح قالب:
رضا امین زاده
Powered By
BLOGFA.COM
